تبلیغات
بانو - دیوان شمس تبریزی - غزل 6
یکشنبه 7 آذر 1389

دیوان شمس تبریزی - غزل 6

   نوشته شده توسط: رز    

دیوان شمس تبریزی - غزل 6
 
متن غزل

بگریز ای میر اجل از ننگ ما از ننگ ما
زیرا نمی دانی شدن همرنگ ما همرنگ ما
از حمله های جند او وز زخمهای تند او
سالم نماند یك رگت بر چنگ ما بر چنگ ما
اول شرابی دركشی سرمست گردی از خوشی
بی خود شوی آنگه كنی آهنگ ما آهنگ ما
زین باده می خواهی برو اول تنك چون شیشه شو
چون شیشه گشتی برشكن بر سنگ ما بر سنگ ما
هر كان می احمر خورد با برگ گردد برخورد
از دل فراخیها برد دلتنگ ما دلتنگ ما
بس جرها در جو زند بس بربط شش تو زند
بس با شهان پهلو زند سرهنگ ما سرهنگ ما
ماده است مریخ ز من اینجا درین خنجر زدن
با مقنعه كی تان شدن در جنگ ما در جنگ ما
گر تیغ خواهی تو ز خور از بدر برسازی سپر
گر قیصری اندر گذر از زنگ ما از زنگ ما
اسحاق شو در نحر ما خاموش شو در بحر ما
تا نشكند كشتی تو در گنگ ما در گنگ ما